منذر حكيم / عدى غريباوى ( مترجم : جلالى )

20

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى )

1 . فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ؛ « 1 » اين داستان‌ها را برايشان بازگو كن ، شايد بينديشند . 2 . لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبابِ ؛ « 2 » در سرگذشت آنان ، براى اهل خرد ، درس عبرتى وجود داشت . بنابراين ، در روشى كه قرآن به بيان تاريخ مىپردازد ، « انديشيدن » و « عبرت آموختن » از تاريخ امتها و شيوه عملكرد رهبران ، دو هدف اساسى مىباشد . اين اهداف ، محدود به اين دو هدف نيست ، بلكه فراتر از آن‌ها ، اهداف الهى ديگرى را كه در اين فرمودهء خداى متعال جلوه‌گر است ، پى مىگيرد : اين‌ها داستان دروغين نبود ، بلكه وحى الهى و با آن‌چه پيش روى او قرار دارد ، هماهنگ است و شرح هر چيزى را در بر دارد و هدايت و رحمتى است براى گروهى كه ايمان مىآورند . « 3 » و نيز : ما از هريك از سرگذشت پيامبران براى تو بازگو كرديم تا به وسيلهء آن دلت را آرامش بخشيم و در اين سرگذشت‌ها براى تو حق ، و براى مؤمنان موعظه و تذكّر آمده است « 4 » . هريك از آيات ، براى ارائهء اخبار مربوط به پيامبران و بيان سرگذشت آنان ، چهار هدف در بر دارد . قرآن كريم ، در شيوهء بيان تاريخى منحصر به فرد خود بر اصول زير متّكى است :

--> ( 1 ) . اعراف / 176 . ( 2 ) يوسف / 111 . ( 3 ) . ما كانَ حَدِيثاً يُفْتَرى وَ لكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ تَفْصِيلَ كُلِّ شَيْءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ يوسف / 111 . ( 4 ) . وَ كُلًّا نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْباءِ الرُّسُلِ ما نُثَبِّتُ بِهِ فُؤادَكَ وَ جاءَكَ فِي هذِهِ الْحَقُّ وَ مَوْعِظَةٌ وَ ذِكْرى لِلْمُؤْمِنِينَ هود / 120 .